حسن حسن زاده آملى
124
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
التفات به عالم عشق و صفات مىكند همانست ، و اگر به عقل و نفس مىكند همانست ، و اگر به محسوس مىكند همانست . شيخ عارف محيى الدين عربى در « ترجمان الاشواق » نيكو گفته است : لقد صارقلبى قابلا كل صورة فمرعى لغزلان و دير لرهبان وبيت لاوثان و كعبة طائف والواح توراة و مصحف قرآن نفس در مقام قلب در تقلب و تطور است كه هر دم تجليات الهيه بر او فائض مىشود با اينكه تكرار در تجلى نيست لذا گفته است : لقد صار قلبى كه تعبير به قلب كرده است نه عقل كه عقال است ما سمى القلب الامن تقلبه . تصفيه و تخليه در تكامل انسان بمنزلت افاده نظر در استدلال است ب بدان كه رياضت از راه تصفيه و تخليه در تكامل انسان بمنزلت افاده نظر در طريق استدلال است ، و نسبت بين فكر و حدس در طريق نظر مانند نسبت بين سلوك و جذبه در مسير عرفان است كه انسان در مسير تكامل از نظر و فكر ترقى مىكند به حدس مى رسد ، و از سلوك به جذبه ، و از تدريج به طى دفعى زمين و زمان ، بلكه به مقامى اعلى و ارفع از اين امور . از رياضت رأى اليقين حاصل مىشود كه رؤيت معشوق باشد . و نيز از رياضت خود معشوق شدن حاصل مىشود كه حق اليقين باشد . و از فكر علم اليقين حاصل مىشود و عين اليقين حاصل مىشود ، بلكه از رياضت مراتب چهار گونه بهم مى رسد . ج علم با معلوم يكى است هم تشبها و هم تخلقا و هم تحققا .